|
||||||||||||||||||||||||||||||||


یادواره
20.01.2008
درسوگ و اندوهء شخصیت فرهنگی کشورما مرحوم ضیا قاریزاده .
ضیا قاریزاده ، شاعر ، نویسنده ، اوازخوان ، اهنگساز و طنز پرداز کشورما به عمر هشتاد وپنچ سالگی در دلتنگی های دیار غربت چون عاشق دلباختهء دیارخود که به دیدار معشوقش لحظه شماری می کرد با حرمان و دلی پر از ارمانهای نیک وسچهء انسانی، شام یکشنبه 23 جدی سال روان خورشیدی در کانادا، رخ به نقاب خاک کشید .
ضیا قاریزاده مردی بود که پختگی شخصیتش را در پایداری و مقابله با همه بی رحمی های زمانه چون قامت بلند استوار کوه اسمائی، کمائی کرده بود. هنوز باور های معصومیت دوران طفلیتش او را وا میداشت تا دنیا وماحول خود را مبرا از زشتی های عجولانهء با ساخته و بافته عده ء از ا د مها، با رنگ شفاف و دلپذ یر نگاه کند . اما در گیرو دار تیره گی و تراژدی سقوط سلطنت شاه امان الله غازی ، پدر ضیا قاریزاده ، دوست محمد قاری ، که یکی از فرهنگیان زمانش بود به جرم همد لی و همیاری با شاه امان الله غازی تیرباران می شود . این اولین سیلی بیرحم و زخم شمشیرئی بد طینت زمانه بود که بر دل معصوم ضیا قاریزاده ، داغ حسرت جدائی پدر را نقش کشید . اما این درد و این غم نا خواسته مایه ء می شود برای سروده ها و ترانه های دلنشین از قاریزاده که باز تابی است از رنج ها و ارزوهای مردم وطنش و ارایه های هنری و ادبی او چنان از تهء دل بر خاسته است که بر د لها نقش ماندگاری یافته اند .
ضیا قاریزاده ، زمانی به صفت معلم و زمانی هم در عرصه مطبوعات و ادبیات مصروفیت های رسمی داشته اما اودلبستگی به کار وبار دولتی چندان نداشت به همین سبب است که او را بیشتر مردم ما از طریق سروده ها و ترانه هایش به عنوان یک شخصیت متبارز فرهنگی – ادبی می شناسند . ضیا قاریزاده صاحب فصاحت زبان و جوهر شرین کلام بود به همین علت بود که حضور او در مجالس ، روحیهء مجلس را گرمی و شادی می بخشید . او علاوه از اینکه در عرصه مطبوعات ، تیاتر و هنر موسیقی رابطه فعال کاری داشت ضمنا برای نوشتن این اثار هم مجال یافته بود: نگینه ها ،خزان زندگی ،هدف ، سهم هنود در سخن دری ، رسالهء نینواز ، پیام باختر و مجموعهء منتخب اشعار او که به زیور چاپ اراسته شده اند. ضیا قاریزاده ان مردی که در تار پود وجودش مهر و محبت وطن تنیده بود هیچ گاهی خیال کوچیدن از دیار نازنینش در فکر و ذهنش خطور نمی کرد. اما در" چپه گرمک قدرت بگیر" سال 1992 عیسوی و این بار در سالمندی ماتم دار بربادی همه هست وبود یک عمر از تلاش زندگیش شد . در برابر چشمانش مضحکهء زورازمائی قدرت طلبانی بود که کوردلانه با باران راکت ، کلبهء ابادش را به خاک یکسان نمودند. او می دید که یک مشت جاهل ، حاصل یک عمر از خامه پردازی هایش را به دم اتش می سپارند و بعد دود سیاه از ان نبشته های پر بها خاکستری بجا می گذارد . و او می نگریست که چپاوگران مال متاعش را می دزدند . او دیگر تاب نظارهء این همه حقارت کابوسی وحشتباررا تاپ نمی اورد و راه دیار مهاجرت نا خواسته را به پیش می گیرد که سرانجام به کانادا می رسد. ضیا قاریزاده ، که خود را از وطن ، جمع یاران و دوستانش در دیار غربت دور و تنها می یابد دلتنگیهای غربت به سراغش می اید . اما او تا اخرین لحظات زندگی گرد ان غصه و درد استخوان سوز را در مجالست و ملاقات با وطنداراش در کانادا برخ نیاورد .
دلا برو بباغ و مشرب از انار اموز
که موج خون بر دل وخنده بر دهان دارم
با اندوه فراوان ضیا قاریزاده ، ان خدمتگزار صادق فرهنگ و ادب کشور ما دیگر در جمع ما نیست . برای فامیل ، بازماندگان ، دوستان و علاقمندانش ابراز تسلیت نموده ، برای وی بهشت برین از بارگاهء ایزد لایزال استدعا می نمایم.
17.01.2008
فضل الر حیم رحیم خبر نگار ازاد
16.12.2007
خبر درد آور و جانکاه درگذشت زود رس بیرنگ کوهدامنی ، فرهنگی پر تلاش ، شاعر توانا ؛ نویسنده چیره دست و انسان با وقار و مهربان ، جامعه فرهنگی افغان در اتریش را سخت متاثر و درد مند ساخت .
وقتی در سال 2001 م کانون فرهنگ افغان در اتریش برای بار اول شب شعر و غزل را درشهر وین راه اندازی کرد ، زنده یاد بیرنگ کوهدمنی با لطف همیشگی دعوت ما را برای حضور در این نشست پذیرفت . خاطره و یاد این دیدار در وین و گفتگوی شان با مسوولین کانون فرهنگ افغان ، مصاحبه جالب شان با مدیر مسوول فصلنامه اندیشه و دیدگاه های شریف ،انسانی ، روشن و بی ریای وی در برابر مسایل گونا گون فرهنگی و اجتماعی از جمله فرهنگ و مهاجرت ، صراحت و افق گسترده دید وی را برجسته تر میساخت. با حضور در این محفل کانون در وین و باز خواتی سروده های پرمایه و دل آویزاش که دربیت آن روح پرخاشگری و نا سازگاری با فرهنگ ستیزان و پاسداران شب و سیاهی برجسته است وی هر چه بیشتر در دل فرهنگ دوستان راه یافت و خاطره های ازصمیمیت و استواری وی همیشه با ما خواهد بود .
وقتی سرود ً جاده ی مرجانی ً اش را به دوستدارن کانون فرهنگ افغان در اتریش اهدا و ما آنرا برای بار نخست به دوستداران ادب و فرهنگ معرفی کردیم ، میدانست که میتواند بر ما در امر گسترش و پاسبانی از فرهنگ خرد وانساندوستی اعتماد نماید .وی طی سالهای بعدی تا آنکه درد و ناجوری سراغ اش را گرفت با ما پیوسته یار و مدد گار و همکار خوب بود .
سروده های دل آویز و پر مایه وی در دها محفل و نشست کانون فرهنگ افغان در اتریش رنگینی سفره ادبی ما بوده و در آینده نیز یاد و قدر وی منحیث چهره درخشان شعر و ادب دری در فعالیت و تلاش فرهنگی ما هر چه بیشتر جا خواهد داشت .
درد و دریغ که با نبود بیرنگ کوهدامنی جامعه فرهنگی ما فقیر تر شد. حال که عاقل بیرنگ ما مهمان خاک شد و عزیزان و فرهنگ دوسنان و فرهنگیان افغان زمین و دری زبانان را داغدار ساخت روح اش را شاد و بهشت برین رابرایش آرزو میبریم. این غم بزرگ را به خانواده محترم اش ، جامعه فرهنگی افغان در مهاجرت و دوستان و هوادارانش تسلیت گفته برای همه صبر و شکیبایی آرزو و روح آن زنده یاد را قریب رحمت حق میطلبیم .
نام نیک و یاد از تلاش های گسترده فرهنگی عاقل ما جاویدان باد !
هیات ریسه کانون فرهنگ افغان در اتریش
وین دسامبر سال 2007 م
16.12.2007
ای خاک سیه ، در دل تو خفته عزیزی
دار عزیزش !!
لطیف کریمی استالفی
گرچه دست بیداد گر طبیعت از شاخسار پُر بار ادبیات پارسی خراسان زمین بار بار شاخه های زیبایی را شکسته بود که تا کنون جای خالی آنها پُر نشده است .
اما این بار نه یک شاخه ای را ، بلکه قامت تکدرخت غربت گزین تنومند و سر کشی را بخاک انداخت که هنوز هم جوان و سرشار از شور و شوق سرودن و سر بفلک کشیدن را داشت .
آری...
هرگز باورم نمیشود ، صبحی را که پیش آمد نا خوشایندی بر دلم سنگینی می انداخت ، آنچنان با دلتنگی ، آشفته گی درونی و سخت آزار دهنده آغاز کرده
باشم که صدای نا بهنگام زنگ تلفون امروز صبح ، به دلهره گی من افزود و ضربات نورمل قلبم را شدید تر ساخت ، گوشی را بعجله برداشتم ، با درد دریغ ! خبر مرگ دوست بی نهایت عزیز ، شاعر گرانمایه ، نارنین مرد شیرین سخن زنده یاد محترم بیرنگ « کوهدامنی » را شنیدم ، بجای اینکه فریاد بر آورم در جای خود خشک ، لال ، مات ومبهوت ماندم ، گوشی از دستم افتاد و دقایقی بعد بی اختیار سخت گریستم.
چگونه وچطور باور کرد که چهره درخشان و خورشید تابناکی را خاک سیه به آغوش گرفته باشد ، برای تسلی دلم به قلم مراجعه کردم ، گفتم در رثای آن جاودانه مرد چیزی بنویس ، اما قلم سوگوارم نتوانست چنان جمله و واژه ی را که در خور تحسین آمیزی به او باشد بیابد و به همین جمله اکتفأ کرد که « مرگ حق است و آخرین سر منزل هستی اینست » خدایش بیامرزد .
محمد عاقل بیرنگ کوهدامنی شاعری بود بی آزار ، فروتن و فارغ از هرگونه رنگ تعلق ، کلامش لبریز از فصاحت و بلاغت ، از اشعارش همیشه درد و اندوه جانکاه می تراوید ، قفس غربت چنان دلتنگش ساخته بود که بیاد وطنش میگفت :
دلم گرفته زغربت دعا کنید که من – بهار گاه دگر در دیار خود باشم
اما تقدیر چنین نکرد ،که در دیار خودش ودر جمعی از یاران خودش آرامش بگیرد ، بر خلاف آرزو هایش در دیار بیگانه و گورستان غریبان آرامش ابدی گرفت .
دلبستگی این شاعر ارجمند و درد مند ، بوطن ومردمش را میتوان از اشعارش شناخت ، در یکی از غزلهایش میخوانیم :
ای باد صبحگاهی چیزی تو از وطن گو
از باغ و از درختش ، از دشت و از دمن گو
از حال زندگانش ، خود اندکی بدانم
از مرده ای که مانده ، در خانه بی کفن گو
اینجا دلم گرفته ، باشد همیشه ابری
از خاستگاه خورشید ، از سر زمین من گو

بیرنگ در پنجاه و هفتمین بهار زنده گی قدم می گذاشت ، اگر دست بیداد گر مرگ امانش میداد ، شاید آنچه را که تا هنوز نگفته بود می سرود و بیشتر می آفرید .
افسوس به این میخورم ، هر باریکه با او در تماس می شدم ، صدایش را پُر غم و گلویش را بغض گرفته می یافتم و چرا نتوانستم لا اقل برگی از کتاب درد و اندوه او را که در دل مخفی داشت و نمی خواست بیان کند بخوانم .
آخرین باری که او را در ویانا ملاقات کردم ، حس نمودم درد ورنج این شاعر و نویسندۀ چیره دست معاصر به ابعاد جهان وسعت داشته و بس عمیق است ، با وجودیکه سیمایش رنگ خزانی بخود گرفته بود ، اما یک عالم امید های بهاری داشت .
بیرنگ را هرگز نمیتوانم بگویم بخاک آرمیده ، او به جاودانگی پیوست ، شعرش ، خودش و یادش تا جهان هست جاودانه و زنده خواهد بود .
بدینوسیله مراتب غمشریکی و تسلیت بس عمیق خود را به باز مانده گان آنمرحومی بخصوص خانم وفرزندانش و محترم آقای « راوش» و کافهء ملت شهید پرور و جامعه نویسنده گان ، شعرأ ابراز میدارم و از خداوند برزگ تمنا دارم تا روحش را شاد و جایش را در جنات الفردوس بدارد بااحترام
بمناسبت در گذشت بيرنگ کوهدامنی
شاعر وارسته افغانستان
انجمن همبستگی با مهاجرین افغان
مرد نمیرد بمرگ مرگ از او نام جست
نام چو جاوید شد مردنش آسان کجاست
با درد ودريغ آگاهی يافتيم که عاقل بيرنگ کوهدامنی شاعر، نويسنده وشخصيت فرهنگی کشور مان بعد از يک بيماری طولانی در شهر لندن داعیه اجل را لبیک گفت قالو انا لله و انا الیه راجعون .
انجمن همبستگی با مهاجرین افغان منحيث خانهء مشترک افغانها در اروپا خاطرات نیکی که ازاین مرد دانشمند دارد. مادراين اندوه خود را شريک دانسته ونبود کوهدامنی را در ميان فرهنگيان کشور ضايعۀ بزرگ ميدانیم، بدینوسیله مراتب تسلّيت وغمشریکی خويشرا به فامیل ، دوستان وجامعه فرهنگیان کشور ابراز و از بارگاه خداوند لایزال به مرحومی بهشت برين و به خانواده وی صبر جمیل آرزو مينمايم.
ضمناً از خدمات بی شائبهء کمیته تدارک که برای ترتیب و تنظیم مراسم خاک سپاری این شاعر نامورانجام می دهند اظهار سپاس مینمایم .
روحش شاد وخاطراتش زنده باد
غوث الدین میر
رئیس انجمن همبستگی با مهاجرین افغان
پیام تسلیت بخاطر در گذشت نا بهنگام استاد بیرنگ « کوهدامنی » شاعر و نویسند ۀ برجسته کشور مان
کانون فرهنگ افغان در اتریش
باابراز تأسف وتأثر بی پایان اطلاع حاصل نمودیم که محترم بیرنگ کوهدامنی، شاعر نامدار افغانستان، سه شنبه شب
(11 دسامبر 2007) در لندن جان به حق سپرده و به جاویدانگی پیوست.
روانش شاد باد .
«نامش همیشه ماند، آن مرد حق که هر دم
دل می کشد به اوجش، سر تا به پای دارش »
«آن باغ سبز عاشق، ماتم گرفته اکنون
آتش زند به جانم، گل های سوگوارش»
آقای کوهدامنی، که از یک بیماری طولانی رنج می برد و در این اواخر، به افسردگی دچار شده بود.
او از سال 1995 میلادی، به همراه همسر و پنج فرزندش، در بریتانیا زندگی می کرد.
عاقل بیرنگ کوهدامنی، دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و از شاعران شناخته شده افغانستان بود.
آقای کوهدامنی، در سال 1330 خورشیدی، در منطقه شکردره کابل زاده شد.
او آموزشهای ابتدایی را در کابل و بلخ فراگرفت و سپس با دریافت یک بورس تحصیلی، به ایران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی، در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.
در سال 1356 خورشیدی، آقای کوهدامنی دانشنامه لیسانس خود را از دانشگاه تهران به دست آورد اما به دلیل تحولات سیاسی سالهای پس از آن در افغانستان و ایران، نتوانست به تحصیل در آن دانشگاه، آنگونه که مایل بود، در سطوح بالاتر ادامه دهد.
محترم بیرنگ کودامنی باهیت رئیسه کانون فرهنگ افغان دراتریش2001
بیرنگ کوهدامنی، مثل سایر روشنفکران ودانشمندان بعداز تحولات سیاسی که در افغانستان بوقوع پیوست وطن را ترک کرده به و به بریتانیا پناهنده شد و تا هنگام مرگ در سن ۵۶ سالگی، در آن کشور اقامت داشت. ، بدینوسیله مراتب تسلّيت وغمشریکی هیت رئیسه کانون فرهنگ افغان را به فامیل ، دوستان وجامعه فرهنگیان کشور ابراز و از بارگاه خداوند لایزال به مرحومی بهشت برين و به خانواده وی صبر جمیل آرزو مينمايم.
محترم کودامنی حین تبادل نظربا هیت رئیسه کانون فرهنگ افغان
کانون فرهنگ افغان افتخار آنرا داشت، که باحضور داشت آفای بیرنگ کوهدامنی در سال 2001 باهمکاری فرهنگی فرهیخته و عضو شعببه فرهنگ وادبیات کانون ، محترم کریمی استالفی دراتریش شب شعر وموسیقی را بر گزار و تا نیمه شب مردم از شنیدن اشعار ناب آنمرحومی لذت بردند ، . حضور اقای بیرنگ ودکلمه های اشعارش زینت بخش اولین برنامه شب شعروداستان بشکل بسیار عالی ان در اتریش بود ، که هرگز از خاظره ها نمی رود .
محترم کودامنی در جمع هیت رئیسه کانون فرهنگ افغان در شب شعروعزل سال 2001وین
غزل « جاده مرجانی » در آنشب نقل سر زبانها شده بود .
کوچه ابری بود روزی ، کوچه بارانیست اینک
خانه ی آباد را ، آغاز ویرانیست اینک
.....
ای که گفتی پیش ازین ، از خانه ی خونین سخن
هر قدم از خون آدم ، جاده ، مرجانیست اینک
...
داد باید از که جستن ، شکوه گفتن در کجا؟
اهرمن را تکیه بر تخت سلیمانیست اینک
...
بعد ازین بر سبزه و بر گل ، سلام ما رسان
روزگاران سلامت ، رو به پایانیست اینک
20.10.2007
@ كليه حقوق متعلق به انجمن فرهنگ افغان مي باشد. Mail: office@kanune-afghan.com,
Tel :069911067754, A-1210 Wien, Pastorstrasse 39-33/51/4
طراحی و اجرا و برنامه ریزی و میزبانی سایت بعهده شرکت www.eurowerbung.at میباشد .

مژده به علاقمندان فرهنگ و ادب !
کانون فرهنگ افغان دراتریش درآستانه دهمین سالگردخود درنظر دارد تا در اواخر ماه اگست سال روان یک سلسله فعالیت های فرهنگی چون تدویر محـــــافل شعروداستان خوانی، محافل موسیقی، نمایشگاه هـــای نقاشی وخطاطی، نمایشگاه های صنایع دستی و تورنمنت های ورزشی مسابقات فتبال وشطرنج را براه اندازد .
بدینوسیله ازتمام فرهنگیان شعرا، نویسنده گان وهنرمندان وهموطنان علاقمند متمنی ایم تا نظریات و پیشنهادات شانرا رااز طریق شمــــاره هــای زیر ویا پست برقی باما درمیـــان گذاشته وازهمکاری های صمیمانه خویشمارامستفیــــد سازید.
باعرض احترام
غوث الدین میر
رئیس کانون فرهنگ افغان دراتریش
ومسوول انجمن همبستگی با مهاجرین افغان
| تلفن: | 069911067754 |
| 00436991176817 | |
| ایمیل: | office@kanune-afghan.com |
| mir.ghousudden@chello.at | |
| سایت: | www.kanune-afghan.com |
| آدرس: | Pastorstrasse 39-33/51/4 |
| A-1210 Wien |